پیام مهم نماینده ولی‌فقیه در سپاه به پاسداران و بسیجیان/ خیانت و باطل دانستن تفاهم‌نامه‌ای که مولایمان اجازه آن را داده‌اند، مصداق ولایت‌مداری نیست وزارت اطلاعات: ۴ هسته عملیاتی تروریستی در جنوب شرق کشور متلاشی شد پزشکیان: با رهبری شهید وداع نکردم و نخواهم کرد/ رهبری شهید برای من همیشه زنده است سپاه: دستگیری ۶ نفر مرتبط با شبکه‌های معاند در پردیس/ رصد اطلاعاتی منجر به شناسایی متهمان شد سه‌شنبه؛ استان تهران تعطیل است؟ سرلشکر رحیم صفوی: آنچه باقی خواهد ماند، ایران است و آنچه از بین خواهد رفت، اسرائیل است/ در جنگ ۴۰ روزه چند فرمانده و مسئول شهید شدند؟ اعلام زمان دقیق برگزاری مراسم تشییع رهبر شهید در قم / مراسم از ۵ صبح آغاز می‌شود نحوه فعالیت دستگاه‌های اجرایی در ایام مراسم تشییع و تدفین پیکر رهبر شهید جانشین دریادار تنگسیری در نیروی دریایی سپاه مشخص شد / سردار علی عظمایی کیست؟ + عکس آیت‌الله جوادی آملی در قم بر پیکر رهبر شهید نماز اقامه می‌کنند فوری / فردا یکشنبه ۱۴ تیر ماه ۱۴۰۵ کل کشور تعطیل شد توییت کنایه‌آمیز اژه‌ای خطاب به رهبران سیاسی غرب مومنی: روابط اقتصادی با پاکستان باید همپای تعاملات سیاسی باشد سردار وحیدی: دشمن آرزوی تسلیم شدن ایران را به گور می‌برد دیدار پزشکیان با نزار آمیدی: امنیت منطقه به امنیت ایران گره خورده است

روایت تکان‌دهنده از نوه رهبر شهید در هرندی؛ «من فقط همین یک جفت کفش را دارم...»

نوه رهبر شهید  قصه «خانم حسینی» و فرزندش در زمین چمن هرندی؛ روایتی از گمنامی و اخلاص خانواده رهبر شهید
تاریخ انتشار: ۱۳:۲۴ - ۱۴ تير ۱۴۰۵ - 2026 July 05
کد خبر: ۳۱۲۴۵۹

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، گاهی عظمت انسان‌ها در گمنامی‌شان آشکار می‌شود؛ آنجا که سال‌ها در میان محرومان زندگی می‌کنند و هیچ‌کس از نسبت و جایگاه‌شان خبر ندارد.

امیرمهدی جعفری، فعال فرهنگی، از بانویی روایت می‌کند که سال‌ها در محله آسیب‌پذیر هرندی تهران، در همان کوچه‌هایی که بسیاری جرأت حضور خانواده خود را در آن ندارند، کلاس قرآن و برنامه‌های فرهنگی برگزار می‌کرد.

همه او را تنها با نام «خانم حسینی» می‌شناختند.

در همان روزها محمد انصاری، در زمین چمن محله هرندی برای کودکان کلاس فوتبال راه انداخته بود. خانم حسینی نیز پسرش را برای ثبت‌نام به آنجا آورد؛ بی‌آنکه کسی بداند این کودک، نوه رهبر انقلاب است.

روزی مربی به او گفت: «برای فوتبال باید کفش مناسب بیاوری؛ با این کفش نمی‌شود بازی کرد.»

و پاسخ کودک، روایتی شد که امروز دل هر شنونده‌ای را می‌لرزاند:

«آقای انصاری! من فقط همین یک جفت کفش را دارم؛ با همین به مدرسه می‌روم، مهمانی می‌روم و فوتبال هم بازی می‌کنم...»

سال‌ها بعد، وقتی «خانم حسینی» دیگر به هرندی بازنگشت و در نخستین روزهای جنگ رمضان به شهادت رسید، اهالی محله با ناباوری فهمیدند که او شهیده زهرا حدادعادل،عروس قائد شهید و همسر رهبر انقلاب بوده است؛ بانویی که بی‌هیچ نام و عنوانی، سال‌ها در قلب محروم‌ترین محله تهران خدمت کرده بود و آن پسربچه، نوه قائد شهید است.

حتی پدرش، آقای حدادعادل، بعدها با چشمانی اشکبار گفته بود:

«به خدا نمی‌دانستم دخترم به هرندی می‌آید و در آنجا فعالیت می‌کند.»

این روایت، تنها یک خاطره عاطفی نیست؛ تصویری روشن از خانواده‌ای است که پیش از دعوت دیگران به جهاد تبیین و محرومیت‌زدایی، خود در خط مقدم خدمت به مستضعفان ایستاده بودند؛ خانواده‌ای که فرزندش با همان یک جفت کفش، کنار کودکان محروم هرندی فوتبال بازی می‌کرد و مادرش، گمنام و بی‌ادعا، در کوچه‌های فراموش‌شده شهر، معلم قرآن و امید بود./تسنیم

ارسال نظر
captcha
پرطرفدارترین اخبار
آخرین اخبار